شهید احمدی روشن از زبان پدرش:

 شهید احمدی روشن از زبان پدرش:

 

یادم هست که مصطفی بر اثر تعلیق غنی سازی که زمانی اتفاق افتاد مانند یک گل پژمرده شده بود، وقتی از او جریان را پرسیدم گفت که بابا در سایت‌های هسته‌ای را بسته و مهر و موم کردند، تلویزیون‌های مدار بسته تعبیه کردند و ما جرات نمی‌کنیم از جلوی سایت‌های هسته‌ای رد شویم.

* تعطیل کردن غنی سازی مصطفی را 10 سال پیر کرد

مصطفی در آن زمان جزو نیروهای غنی کننده اورانیوم بود، وقتی که آقایان قبول کردند که سایت‌های هسته‌ای بسته شود و غنی سازی تعطیل شود، این بچه گویا 10 سال پیر شد و آثار یاس و ناامیدی در چهره‌اش نمایان بود و می‌خواست از آنجا بیرون بیاید که به زور و سفارش من ماند. از او می‌پرسیدم که چرا با خودت این کار را می‌کنی که می‌گفت که ما صبح تا شب می‌رویم آنجا اما بیکاریم! هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم.

پدر شهید احمدی روشن این موضوع را تلخ ترین خاطره‌ خود از مصطفی عنوان کرد و افزود: وقتی غنی سازی اورانیوم شروع شد، گویا اینها بال و پر در آوردند و شهید مصطفی و چند تن از دوستانش شبانه روز برای این مردم کار کردند و خودم شاهد بودم 10 شبانه روز پشت دستگاه‌های سانتریفیوژ بدون اینکه بخوابند کار می‌کردند و بعضی مواقع پشت دستگاه خواب‌شان می‌برد و می‌افتادند.

/ 0 نظر / 21 بازدید